شماره دانشجویی
وضعیت نمره
1
87255223
غ امتحان
2
89255026
04.50
3
90255050
09.50
4
90275107
03.00
5
90255036
غ امتحان
6
90255000
05.50
7
89255134
05.00
8
90255012
02.50
9
90275104
غ امتحان
10
90255048
05.50
11
90255011
08.50
12
88255239
04.50
13
90275109
غ امتحان
14
89255130
20.00
15
89255131
05.50
16
90255039
03.50
17
89255108
07.50
18
89255062
غ امتحان
19
90255053
07.50
20
90255007
08.00
21
89255077
10.50
22
90255008
05.00
23
90255045
غ امتحان
24
90255018
13.50
25
89255120
06.00
26
89255137
07.50
27
90255037
04.50
28
90255046
10.50
29
90255004
06.00
30
90255023
04.50
31
90255049
04.00
32
88255067
11.00
33
90255062
06.75
34
89255067
06.00
35
90255058
20.00
36
90255054
09.50
37
90255013
02.00
38
89255121
06.00
39
90255030
11.25
40
90255022
12.75
41
90255034
03.50
42
90255031
03.00
43
90255047
06.50
44
90255010
20.00
45
89255115
10.00
46
90255005
06.50
47
90255003
08.50
48
90255024
10.50
49
89255058
00.00
50
90255028
01.50
51
89255129
02.25
52
88255030
02.50
53
89255107
05.50
54
90255015
03.50
55
90255002
04.00
56
90255014
14.00
57
90275101
غ امتحان
58
89255133
10.50
59
90255033
15.50
60
902551020
09.50
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 17:39  توسط علیرضا میرزایی
|
#
شماره دانشجویی
نام خانوادگی - نام
مشخصه
نام پدر
نمره
1
90102010
484
سيد ذبيح اله
09.90
2
90102028
484
زالي
16.50
3
90102019
484
عبداله
09.90
4
90102024
484
قاسم
غ امتحان
5
90102034
484
عزيزاله
12.75
6
90102021
484
الله داد
09.90
7
90102025
484
مجيد
09.90
8
90102029
484
سيف اله
12.50
9
90102043
484
عباس
13.00
10
90102008
484
فيروز
14.00
11
90102032
484
عليرضا
15.50
12
90102023
484
عليرضا
18.50
13
90102030
484
نبي
16.50
14
90102022
484
عبدالمجيد
16.00
15
90102004
484
اله مراد
13.00
16
90102020
484
هادي
13.00
17
90102005
484
محمود
09.90
18
90102037
484
مراد
16.50
19
90102007
484
مجيد
09.90
20
90102035
484
سيد عابد
10.50
21
90102018
484
يوسف
12.00
22
90102026
484
حميد
12.00
23
90102009
484
ذبيح اله
09.90
24
90102011
484
سردار
12.50
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1391ساعت 16:16  توسط علیرضا میرزایی
|
با عرض سلام خدمت دانشجویان گرامی
تکلیف سری دوم آماده دریافت می باشد. با حل آنها آمادگی خود را برای
امتحان پایانترم افزایش دهید.
http://www.4shared.com/document/e9TR2xI2/Assignment2-modern_control.html
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 22:46  توسط علیرضا میرزایی
|
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 2:5  توسط علیرضا میرزایی
|
سلام بر همه دانشجویان عزیز
کلاس فردا سه شنبه ۲۳/۹/۸۹ کارگاه سیم پیچی تشکیل نخواهد شد.
در پناه حق
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 18:51  توسط علیرضا میرزایی
|
با عرض سلام خدمت دانشجویان درس الکترونیک صنعتی
در فایل زیر لیست پروژه های درس الکترونیک صنعتی آورده شده است. دانشجویان عزیز می توانند با انتخاب موضوع موردنظر و فرستادن اطلاعات لازم راجع به پروژه انتخابی به ایمیل mirzaee.edu@gmail.com اقدام فرمایند. موعد تحویل گزارش پروژه همراه با فایلهای شبیه سازی تا یک هفته پیش از شروع امتحانات پایانترم می باشد.
http://www.4shared.com/document/X0uFx32V/List_of_Projects.htm
پیروز باشید
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 0:42  توسط علیرضا میرزایی
|
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 11:58  توسط علیرضا میرزایی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 0:1  توسط علیرضا میرزایی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 0:56  توسط علیرضا میرزایی
|
ای نام تو بهترین سرآغاز
بینام تو نامه کی کنم باز
ای یاد تو مونس روانم
جز نام تو نیست بر زبانم
ای کار گشای هر چه هستند
نام تو کلید هر چه بستند
ای هیچ خطی نگشته ز اول
بیحجت نام تو مسجل
ای هست کن اساس هستی
کوته ز درت دراز دستی
ای خطبه تو تبارک الله
فیض تو همیشه بارک الله
ای هفت عروس نه عماری
بر درگه تو به پرده داری
ای هست نه بر طریق چونی
دانای برونی و درونی
ای هرچه رمیده وارمیده
در کن فیکون تو آفریده
ای واهب عقل و باعث جان
با حکم تو هست و نیست یکسان
ای محرم عالم تحیر
عالم ز تو هم تهی و هم پر
ای تو به صفات خویش موصوف
ای نهی تو منکر امر معروف
ای امر تو را نفاذ مطلق
وز امر تو کائنات مشتق
ای مقصد همت بلندان
مقصود دل نیازمندان
ای سرمه کش بلند بینان
در باز کن درون نشینان
ای بر ورق تو درس ایام
ز آغاز رسیده تا به انجام
صاحب توئی آن دگر غلامند
سلطان توئی آن دگر کدامند
راه تو به نور لایزالی
از شرک و شریک هر دو خالی
در صنع تو کامد از عدد بیش
عاجز شده عقل علت اندیش
ترتیب جهان چنانکه بایست
کردی به مثابتی که شایست
بر ابلق صبح و ادهم شام
حکم تو زد این طویله بام
گر هفت گره به چرخ دادی
هفتاد گره بدو گشادی
خاکستری ار ز خاک سودی
صد آینه را بدان زدودی
بر هر ورقی که حرف راندی
نقش همه در دو حرف خواندی
بیکوه کنی ز کاف و نونی
کردی تو سپهر بیستونی
هر جا که خزینه شگرفست
قفلش به کلید این دو حرفست
حرفی به غلط رها نکردی
یک نکته درو خطا نکردی
در عالم عالم آفریدن
به زین نتوان رقم کشیدن
هر دم نه به حق دسترنجی
بخشی به من خراب گنجی
گنج تو به بذل کم نیاید
وز گنج کس این کرم نیاید
از قسمت بندگی و شاهی
دولت تو دهی بهر که خواهی
از آتش ظلم و دود مظلوم
احوال همه تراست معلوم
هم قصه نانموده دانی
هم نامه نانوشته خوانی
عقل آبله پای و کوی تاریک
وآنگاه رهی چو موی باریک
توفیق تو گر نه ره نماید
این عقده به عقل کی گشاید
عقل از در تو بصر فروزد
گر پای درون نهد بسوزد
ای عقل مرا کفایت از تو
جستن ز من و هدایت از تو
من بددل و راه بیمناکست
چون راهنما توئی چه باکست
عاجز شدم از گرانی بار
طاقت نه چگونه باشد این کار
میکوشم و در تنم توان نیست
کازرم تو هست باک از آن نیست
گر لطف کنی و گر کنی قهر
پیش تو یکی است نوش یا زهر
شک نیست در اینکه من اسیرم
کز لطف زیم ز قهر میرم
یا شربت لطف دار پیشم
یا قهر مکن به قهر خویشم
گر قهر سزای ماست آخر
هم لطف برای ماست آخر
تا در نقسم عنایتی هست
فتراک تو کی گذارم از دست
وآن دم که نفس به آخر آید
هم خطبه نام تو سراید
وآن لحظه که مرگ را بسیجم
هم نام تو در حنوط پیچم
چون گرد شود وجود پستم
هرجا که روم تو را پرستم
در عصمت اینچنین حصاری
شیطان رجیم کیست باری
چون حرز توام حمایل آمود
سرهنگی دیو کی کند سود
احرام گرفتهام به کویت
لبیک زنان به جستجویت
احرام شکن بسی است زنهار
ز احرام شکستنم نگهدار
من بیکس و رخنها نهانی
هان ای کس بیکسان تو دانی
چون نیست به جز تو دستگیرم
هست از کرم تو ناگزیرم
یک ذره ز کیمیای اخلاص
گر بر مس من زنی شوم خاص
آنجا که دهی ز لطف یک تاب
زر گردد خاک و در شود آب
من گر گهرم و گر سفالم
پیرایه توست روی مالم
از عطر تو لافد آستینم
گر عودم و گر درمنه اینم
پیش تو نه دین نه طاعت آرم
افلاس تهی شفاعت آرم
تا غرق نشد سفینه در آب
رحمت کن و دستگیر و دریاب
بردار مرا که اوفتادم
وز مرکب جهل خود پیادم
هم تو به عنایت الهی
آنجا قدمم رسان که خواهی
از ظلمت خود رهائیم ده
با نور خود آشنائیم ده
تا چند مرا ز بیم و امید
پروانه دهی به ماه و خورشید
تا کی به نیاز هر نوالم
بر شاه و شبان کنی حوالم
از خوان تو با نعیمتر چیست
وز حضرت تو کریمتر کیست
از خرمن خویش ده زکاتم
منویس به این و آن براتم
تا مزرعه چو من خرابی
آباد شود به خاک و آبی
خاکی ده از آستان خویشم
وابی که دغل برد ز پیشم
روزی که مرا ز من ستانی
ضایع مکن از من آنچه مانی
وآندم که مرا به من دهی باز
یک سایه ز لطف بر من انداز
آن سایه نه کز چراغ دور است
آن سایه که آن چراغ نوراست
تا با تو چو سایه نور گردم
چون نور ز سایه دور گردم
با هر که نفس برآرم اینجا
روزیش فروگذارم اینجا
درهای همه ز عهد خالیست
الا در تو که لایزالیست
هر عهد که هست در حیاتست
عهد از پس مرگ بیثباتست
چون عهد تو هست جاودانی
یعنی که به مرگ و زندگانی
چندانکه قرار عهد یابم
از عهد تو روی برنتابم
بییاد توام نفس نیاید
با یاد تو یاد کس نیاید
اول که نیافریده بودم
وین تعبیهها ندیده بودم
کیمخت اگر از زمیم کردی
با زاز زمیم ادیم کردی
بر صورت من ز روی هستی
آرایش آفرین تو بستی
واکنون که نشانه گاه جودم
تا باز عدم شود وجودم
هرجا که نشاندیم نشستم
وآنجا که بریم زیر دستم
گردیده رهیت من در این راه
گه بر سر تخت و گه بن چاه
گر پیر بوم و گر جوانم
ره مختلف است و من همانم
از حال به حال اگر بگردم
هم بر رق اولین نوردم
بیجاحتم آفریدی اول
آخر نگذاریم معطل
گر مرگ رسد چرا هراسم
کان راه بتست میشناسم
این مرگ نه، باغ و بوستانست
کو راه سرای دوستانست
تا چند کنم ز مرگ فریاد
چون مرگ ازوست مرگ من باد
گر بنگرم آن چنان که رایست
این مرگ نه مرگ نقل جایست
از خورد گهی به خوابگاهی
وز خوابگهی به بزم شاهی
خوابی که به بزم تست راهش
گردن نکشم ز خوابگاهش
چون شوق تو هست خانه خیزم
خوش خسبم و شادمانه خیزم
گر بنده نظامی از سر درد
در نظم دعا دلیریی کرد
از بحر تو بینم ابر خیزش
گر قطره برون دهد مریزش
گر صد لغت از زبان گشاید
در هر لغتی ترا ستاید
هم در تو به صد هزار تشویر
دارد رقم هزار تقصیر
ور دم نزند چو تنگ حالان
دانی که لغت زبان لالان
گر تن حبشی سرشته تست
ور خط ختنی نبشته تست
گر هر چه نبشتهای بشوئی
شویم دهن از زیاده گوئی
ور باز به داورم نشانی
ای داور داوران تو دانی
زان پیش کاجل فرا رسد تنگ
و ایام عنان ستاند از چنگ
ره باز ده از ره قبولم
بر روضه تربت رسولم
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 12:56  توسط علیرضا میرزایی
|